نهادهای مورد نیاز توسعه پایدار
موضوع توسعهء پايدار، از چالشهاي مهم پيشروي كشورهاي درحال توسعه است. توسعهء پايدار فقط با تمركز بر رشد اقتصادي حاصل نميشود، بلكه كشورهاي در حال توسعه براي رسيدن به توسعهء پايدار، بايد نهادهاي موجود را تقويت و نهادهاي مورد نياز را ايجاد كنند. هر حركت جدي در جهت كاهش فقر، مستلزم رشد پايدار اقتصادي ازمنظر افزايش بهرهوري و درآمد در كشورهاي در حال توسعه است. علاوه بر رشد اقتصادي عوامل ديگري نيز بايد توسعه يابند. توسعهء پايدار فقط با تمركز بر رشد اقتصادي حاصل نميشود، بلكه موضوعات اجتماعي و زيستمحيطي نيز نقش مهمي دارند. اگر تحولات اجتماعي و زيستمحيطي در رشد اقتصادي ناديده گرفته شوند، رشد اقتصادي در بلندمدت در مخاطره قرار خواهد گرفت. اگر موضوعات زيستمحيطي و اجتماعي ناديده گرفته شوند و يا در اولويت پايينتري نسبت به رشد قرار گيرند، معضلات و مشكلات طي زمان انباشته خواهد شد و پيامدهايي به دنبال خواهد داشت كه در افقهاي كوتاهمدت سياستگذاري اقتصادي تجلي نمييابد. موضوع توسعهء پايدار، ارتقاي رفاه انساني درطول زمان است. برخورداري از فرصت و توانايي لازم براي بهبود زندگي لازم از طريق دسترسي به بهداشت، آموزش و لوازم آسايش و آرمش، بدون شك يكي از جنبههاي رفاه است. اين كه افراد احساس كنند كه داراي ارزش هستند، جنبه ديگري از اين مفهوم است. اين احساس از طريق روابط خانوادگي، اجتماعي و مشاركت در اجتماع، تقويت ميشود. همچنين برخورداري از امنيت فيزيكي، آزاديهاي سياسي و مدني نيز، وجه ديگر مفهوم رفاه را تشكيل ميدهد.
شناختن قدر و ارزش محيط زيست طبيعي و وارد نكردن خسارت جبران ناپذيري كه فرآيندهاي طبيعي دستاندركار توليد و بازسازي اين مجموعهء طبيعي را دچار نقصان سازد، بستر ديگري براي ايجاد رفاه است. در واقع، اظهارنظر شخصي افراد در مورد شادماني و رضايتمندي در زندگي با تمامي عوامل عجين است.
توانايي جامعه براي تقويت رفاه انسانها درطول زمان، تابعي از افراد، بنگاهها،جوامع و دولتها در چگونگي استفاده و تبديل داراييهايي است كه در اختيار دارند. افزايش رفاه بشر بر اساس پايداري، محتاج مديريت تركيبي داراييهاي جامعه است. داراييهاي گوناگون، ويژگيهاي متفاوتي دارند و اين امر، جانشيني آنها در فرآيند توليد و افزايش رفاه انسان را محدود ميكند.
پايداري چيست؟
كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه (كميسيون برانت لند1987) پايداري را; آن نوع پيشرفت كه نيازهاي نسل حاضر را بدون كاهش توانايي نسل آينده براي پاسخگويي به نيازهاي خود، تامين كند، تعريف كرد. تعاريف اخير، اغلب براصل اخلاقي برابري بين نسلي صحه گذاشته و بر اجبار اخلاقي نسل حاضر بر تضمين شرايطي براي نسل آينده كه حداقل، كيفيت زندگي آنان به خوبي نسل فعلي باشد، تاكيد ميكنند.
تعاريف اخير با وضوح بيشتري بر سه محور پايداري اقتصادي، زيستمحيطي و اجتماعي متمركز شدهاند. تاكيد اين محورها بر اين است كه نهتنها بايد مسايل زيستمحيطي يا حتي جنبههاي زيستمحيطي و اقتصادي، بلكه جوانب اجتماعي پايداري را مدنظر قرار داد، البته انديشه و تفكر در مورد پايداري اجتماعي، هنوز به اندازهء دو محور ديگر پيشرفت نكرده است اما واضح است كه فشارها و تنازعات اجتماعي ميتواند آن چنان گسستي در انباشت يا نگهداشت كل داراييها ايجاد كند كه رفاه بين نسلي را به مخاطره اندازد.
يكي از رويكردهاي مهم براي تفكر در مورد رفاه بين نسلها اين است كه تضمين كنيم مصرف در طول زمان كاهش نيابد اما براي دستيابي به اين هدف، چه شرايطي بايد ايجاد كرد؟ ادبيات نظري موجود نشان ميدهد كه توانايي يك كشور براي حفظ جريان مصرف، به تغيير در موجودي دارايي يا ثروت جامعه بستگي دارد. رفاه بين نسلي فقط در صورتي افزايش مييابد كه ثروت در طول زمان افزايش يابد، يعني پساندازهاي خالص تعديل شده كشور، مثبت باشد. براي اينكه رفاه نسل آينده كاهش نيابد، بايد سطح مناسبي از برخي داراييها به ويژه آن دسته از داراييها را كه پس از كاهش، تجديدناپذير هستند و در رفاه نسل آينده به طور مستقيم اثر گذارند- فراهم آوريم، البته در طول زمان تركيب داراييهايي كه رفاه انسان را رقم ميزند ميتواند تغيير كند، بنابراين مفهوم پايداري نيز در طول زمان متحول ميشود. توسعهء پايدار مستلزم اقدام در تمام بخشها و رشتهها، شامل آب، انرژي، بهداشت، كشاورزي و تنوع زيستي است. كشورهاي در حال توسعه بايد نهادهاي خود را تقويت كنند، جامعيت بيشتر در دسترسي به داراييها را بهبود بخشند و شفافيت بيشتر در مديريت منابع به صورت كارآمدتر را تضمين كنند. اغلب مشكلات، اساسا بين بخشي بوده و شدت آنها در مناطق مختلف متفاوت است و در نتيجه ارايه و تاييد مجموعهاي از اقدامات در مراحل اوليه، داراي اهميت است، ولي تحقق آنها نيازمند ابزارهاي نهادي است تا بتوانند در بخشهاي مختلف استفاده شود. دستيابي به تمام اهداف گسترده بخشي، مستلزم تشخيص مساله، تصميمگيري با پيامدهاي توزيعي و هماهنگي و تداوم انجام تعهدات است. اين تواناييهاي عملكردي مستلزم اين است كه نهادها براي هماهنگي در داخل و بين كشورها توسعه يابد. مطالعات نشان ميدهد كه حتي با وجود نهادهاي ناقص نيز پايهگذاري بسياري از نوآوريهاي نهادي كه قبلا ارايه شدهاند، امكانپذير و حتي الزامي است.
اصلاحات بنيادي، مستلزم بهبود نهادهايي است كه به تدريج تكامل مييابند.
منبع :سایت دنیای ما
در سپتامبر سال 2000 ، 189 تن از سران دولت ها اعلامیه هزاره (Millennium Declaration) را تصویب کردند . این اعلامیه یک تعهد جهانی بی سابقه و یکی از قابل اعتنا ترین اسناد سازمان ملل در چند سال اخیر به شمار می رود . این اعلامیه قدرت دید همگانی و مشترکی در چگونگی مقابله با برخی ازچالش های بزرگی که جهان با آن روبروست عرضه می کند.(www.un.org)
این اعلامیه منجر به ارائه هشت آرمان توسعه هزاره (MDGs) گردید که تاکید آن بر تلاش براي کاهش فقر ، بالا بردن کیفیت زندگی مردم ، تضمین پایداری محیط زیست، و بنیان گذاری مشارکتهایی به منظور تضمین جهانی شدن به نیروی مثبت تری برای توده های مردم جهان است. در این اعلامیه هدفها و راهنما يا شاخصهای ویژه ای برای هر یک از این آرمان ها مقررگردیده است که تا سال 2015 باید بدان دست یافت.
آرمان های توسعه هزاره
1-ریشه کن کردن فقر شدید و گرسنگی
2-دستیابی همگانی به آموزش ابتدایی
3-ارتقا برابری جنسیتی و قدرت دادن به زنان
4-کاهش مرگ و میر در کودکان
5-بالابردن سطح سلامتی مادران
6- مبارزه با اچ.آی.وی./ ایدز ، مالاریا و سایر بیماریها
7- تضمین پایداری محیط زیست
8- افزایش مشارکت جهانی برای توسعه


