يكي از مفاهيم نوپا در قرن بيست و يكم كه توجه جهانيان را بخويش جلب نموده است موضوع دستيابي به پايداري در ابعاد جهاني است به نظر مي رسد با وجود تغييرات انقلاب گونه در نحوه نگرش بشر به تمامي مسائل،مي بايستي جايگزيني مناسب در اختيار وي قرار گيرد.ايجاد فرهنگ پايداري همراه با نگاهي نو به مسائل پيرامون جهان هستي است .شايد بتوان پايداري را معادل جامع نگري دانست.نگاه به حال همزمان با نگاه به آينده ،به آينده فرزندانمان و فرزندان فرزندانمان ،نگاهي كه همه ابعاد زندگي بشر را بطور همزمان و همه جانبه دربر گيرد.تمامي ارتباطات داخلي،نتايج و بازخورها در تفكر پايدار لحاظ مي شود.چنين نحوه تفكري مانع از تقابل بشر و طبيعت براي دستيابي به خواسته هاي انساني است برعكس موجب ارزشگذاري والا به مسئوليت پذيري در مقابل معضلات پيش آمده از طريق آموختن و خلاقيت در نحوه انجام امور بجاي انتقاد و رفتارهاي انفعالي است
نكته قابل تامل اين است كه چنين فرهنگ جامع نگري فقط در صورتي كه بطور همگاني در همه نقاط كره زمين به وقوع پيوندد آنگاه موفقيت بشر خواهد شد.تغيير در ارزشها،تغيير در سطح آگاهي ديگر تبديل به يك الزام شده است. رفتار و عملكرد اشتباه بخشي از ساكنين كره زمين منجر به پرداخت تاوان توسط همه افراد حتي نسلهاي بعدي خواهد شد.
حركت بسوي اين فرهنگ،نيازمند دگرگوني در فرهنگ بشر امروزي است.
"We cannot solve a problem with the thinking that created it". (Albert Einstein)
در نمودار ذيل 12 بخش كه زير مجموعه فرهنگ پايداري هستند به نمايش گذاشته شده است.



