از توسعه پايدار تعاريف و توصيف‌هاى گوناگونى صورت گرفته است. بنابراين توسعه پايدار مفهومى شکل يافته نيست، بلکه بيشتر، فرآيند دگرگونى رابطه‌ سيستم‌هاى اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى را بيان مى‌کند.

پايدارى در عمل معادله‌اى است بين ضرورت‌هاى زيست‌محيطى و نيازهاى توسعه. مفهوم جديد توسعهپايدار کلى‌نگر است و همه ابعاد اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى و ديگر نيازهاى بشرى را در برمى‌گيرد. به اعتبارى مهم‌ترين جاذبه توسعه پايدار در جامع‌نگرى آن است. توسعه پايدار برآوردنده نيازها و آرمان‌هاى انسان، نه فقط در کشور و يک منطقه، بلکه تمامى مردم را در سراسر جهان در حال و آينده در برمى‌گيرد. 

در اين مفهوم، انسان در مرکز توجه قرار گرفته است و همه پديده‌هاى جهانى در چارچوب قوام و دوام حيات شر، در حال و آينده به همراهى و هماهنگى دعوت مى‌شوند. بر اين مبنا، توسعه پايدار مفهوم گسترده‌اى مى‌يابد که همه جوانب زندگى انسان‌ها را در برمى‌گيرد و در فرآيند آن سياست‌ها در زمينه اقتصاد، بازرگانى، تکنولوژى، منابع طبيعى، آموزش، بهداشت، صنعت، سياست، امنيت، فرهنگ، اخلاق و نظاير آنها به گونه‌اى طراحى مى‌شوند که توسعه اقتصادى، اجتماعى، زيست‌محيطى را تداوم بخشد. 

ولفگانگ زاکس گفته است از اين پس ”توسعه بدون پايدارى و پايدارى بدون توسعه مفهومى نخواهد داشت“. 
- براساس اعلاميه ريو (Rio): 
۱. در توسعه پايدار، انسان مرکز توجه است و انسان‌ها، هماهنگ با طبيعت، سزاوار حياتى توأم با سلامت و سازندگى هستند. 
۲. توسعه حقى است که بايد به‌صورت مساوى، نسل‌هاى کنونى و آينده را زير پوشش قرار دهد. 
۳. حفاظت از محيط‌زيست بخشى جدا نشدنى از توسعه است و نمى‌تواند به‌صورت جداگانه مورد بررسى قرار گيرد. 
۴. کشورها در يک حرکت جمعى، بايد از سلامت و يکپارچگى نظام طبيعى کره زمين حراست کنند. 
۵. با توجه به سهم متفاوت کشورها در آلودگى محيط‌زيست، آنها مسئوليت مشترک ولى متفاوتى در اين زمينه دارند.